با وجود وعدههای چند دههای و پیشرفتهای محدود اخیر، ایران همچنان یکی از سوزانندگان بزرگ گازهای همراه نفت در جهان است؛ ثروتی که میتوانست ناترازی زمستانی گاز را کاهش دهد و به خوراک صنایع و درآمد ارزی بدل شود، هر روز در مشعلها میسوزد. دولت پروژههایی را پیش برده، اما نتوانسته مسیر مشارکت بخش خصوصی را هموار کند؛ نتیجه، ترکیبی از ریسک بالا، سود پایین و بروکراسی فرساینده است که سرمایهگذاران داخلی را دلسرد و حضور خارجیها را در سایه تحریمها تقریباً ناممکن کرده است.
نقشه وضعیت: اعداد و واقعیتها
- اتلاف مزمن: به استناد گزارش مرکز پژوهشهای مجلس (۱۴۰۱)، روزانه حدود ۵۰.۵ میلیون مترمکعب گاز همراه فلر میشد و عدمالنفع اقتصادی یک دههای آن حدود ۳۴ میلیارد دلار برآورد شده؛ معادل تولید دو فاز پارس جنوبی و کافی برای جبران حدود ۲۰ درصد ناترازی زمستانی.
- تأیید رسمی: وزیر نفت اعلام کرده هماکنون گازهای همراه سوزاندهشده حدود ۵۰ میلیون مترمکعب در روز است؛ با احتساب گازهای مشعل، این عدد بالاتر میرود.
- پیشرفتهای اخیر: طبق آمار رسمی وزارت نفت تا میانه بهمن ۱۴۰۴، حدود ۱۶ میلیون مترمکعب در روز از گاز همراه و مشعل جمعآوری میشود؛ حدود ۹ میلیون مترمکعب از این مقدار در ۱۵–۱۶ ماه اخیر دولت چهاردهم محقق شده است. پروژههای شاخص: ایستگاه تقویت فشار دهلران (تأمین ~۱.۸ میلیون مترمکعب/روز برای NGL 3100 و پتروپالایش دهلران)، NGL 3200، کارخانه گاز خارک، طرحهای جمعآوری در بیدبلند خلیج فارس و پتروشیمی مارون.
- رشد کمّی ۱۴۰۳: جمعآوری روزانه حدود ۹ میلیون مترمکعب؛ گزارش شده فراتر از اهداف اولیه (افزایشی بیش از ۴۶۰ درصدی نسبت به هدفگذاری اولیه همان دوره).
- فاصله تا خط پایان: هنوز روزانه مجموعاً نزدیک به ۵۵ میلیون مترمکعب (حدود ۵۰ میلیون گاز همراه + ۵ میلیون گاز مشعل) هدر میرود.
- هدفگذاری برنامه هفتم: جمعآوری ۴۴ میلیون مترمکعب/روز تا پایان ۱۴۰۷. وزارت نفت از ۱۲ قرارداد کوتاهمدت مزایدهای سخن گفته که روزانه ~۸.۵ میلیون مترمکعب جمعآوری میافزاید و با ۶ قرارداد دیگر، سالانه ~۶۵ میلیون دلار درآمد اضافه میشود. وعده خاموشی ۳۲ مشعل و افزایش ۸–۹ میلیون مترمکعب دیگر در ۱۵–۱۶ ماه آینده نیز مطرح شده است.
چرا بخش خصوصی نمیآید؟
- اقتصاد پروژهها جذاب نیست: حاشیه سود نسبت به ریسکها پایین است؛ قیمتگذاری خوراک گاز همراه بعضاً پایین و بازگشت سرمایه تضمینشده نیست.
- نااطمینانی قراردادی و سیاستی: تغییرات قواعد (مثل ایده وضع عوارض تا ۴۰٪ بر گاز مشعل در بودجه ۱۴۰۵)، نبود تضمین خرید پایدار برای گاز جمعآوریشده، و قراردادهای کوتاهمدت (گاهی ۱۵ ماهه) ریسک را بالا میبرد.
- بروکراسی فرساینده: فرآیندهای چندنهادی و ناهماهنگی میان وزارت نفت، وزارت نیرو و سایر دستگاهها زمان و هزینه را متورم میکند.
- ریسکهای کلان: تورم بالا، ریسک ارزی، و نبود مشوقهای جدی مالیاتی یا ارزی.
- تحریم و محدودیت فناوری: دسترسی به واحدهای NGL، کمپرسورهای فشار بالا و تجهیزات خطوط لوله دشوار است؛ خروج پیمانکاران معتبر بینالمللی و دشواری تأمین نیز پروژهها را کند کرده.
هزینه فرصتِ سوختن
- اقتصادی: از دست رفتن خوراک برای پتروشیمی و نیروگاهها، از دست رفتن درآمد ارزی بالقوه و تداوم واردات یا محدودیت عرضه انرژی در اوج مصرف.
- زیستمحیطی و اجتماعی: آلودگی هوا و اثرات سلامت در استانهای نفتخیز مانند خوزستان و بوشهر؛ سوزاندن گاز، انتشار آلایندهها و کربن را بالا نگه میدارد.
- امنیت انرژی: تداوم ناترازی زمستانی و فشار بر شبکه گازرسانی و برق.
مقایسه منطقهای: چرا همسایهها موفق شدند؟
- عربستان و امارات: شدت فلرینگ بسیار پایین به لطف سیاستهای سختگیرانه ضدفلرینگ از دههها قبل، سرمایهگذاری سنگین در زیرساخت جمعآوری و ارزشافزایی، و همکاری نزدیک دولت و غولهای انرژی (Aramco، ADNOC). سیستمهایی مانند Master Gas در عربستان از دهه ۱۹۷۰، گاز همراه را به خوراک نیروگاه، پتروشیمی و صادرات تبدیل کردهاند.
- قطر: پیوند دادن جمعآوری گاز همراه با زنجیره LNG، عضویت در ابتکارات بانک جهانی و بهرهبرداری حداکثری از گازهای همراه در پروژههای صادراتی، فلرینگ را به شدت کاهش داد.
- وجه مشترک موفقها: ترکیب قواعد الزامآور، قراردادهای بلندمدتِ قابل اتکا، مشارکت بخش خصوصی/بینالمللی، تضمینهای خرید، و اقتصاد پروژه جذاب.
نسخه عملیاتی برای ایران: از وعده تا اجرا
- مدل اقتصادی جذابتر
- قیمتگذاری عادلانه خوراک/گازِ جمعآوریشده و ایجاد فرمولهای پایدار مبتنی بر شاخصهای بینالمللی.
- تضمین خرید (of-take) بلندمدت برای تحویل به نیروگاهها، پتروشیمیها یا گاز شهری با مکانیزم تعدیل قیمت.
- مشوقهای مالیاتی، معافیت عوارض و امکان تهاتر ارزی برای واردات تجهیزات کلیدی.
- قراردادهای مطمئن و طولانیمدت
- حرکت از قراردادهای کوتاهمدت مزایدهای به BOT/BOO با دورههای ۷–۱۵ ساله و تضمین بازگشت سرمایه.
- سازوکار حلوفصل اختلافات قابل پیشبینی، با داوری معتبر و تعهدات بیننهادی شفاف.
- کاهش بروکراسی و هماهنگی نهادی
- ایجاد «پنجره واحد فلرینگ» با اختیار واقعی برای صدور مجوزها و اتصال به وزارت نیرو، محیطزیست و سازمان برنامه.
- زمانبندی الزامآور برای صدور مجوزها و پایش پیشرفت در سامانه شفاف.
- تأمین مالی و فناوری
- صندوق/اوراق «ضدفلرینگ» با تضمین دولتی محدود و مشارکت صندوق توسعه ملی برای پروژههای NGL و کمپرسورهای فشار بالا.
- بومیسازی هدفمند اجزای حساس و قراردادهای انتقال فناوری با شرکتهای آسیاییِ کمتر متأثر از تحریم.
- حکمرانی و اجبار
- تعیین سقفهای فلرینگ میدانبهمیدان با جریمههای واقعی و اتصال آن به برنامه تولید.
- انتشار عمومی نقشه مشعلها، حجم فلرینگ، و پیشرفت پروژهها؛ شفافیت، بهترین ابزار نظارت اجتماعی است.
جمعبندی کویرنیوز
ایران در ۱۵–۱۶ ماه گذشته چند گام رو به جلو برداشته، اما شکاف تا خاموشی مشعلها بزرگ است. بدون اصلاح اقتصاد پروژه، قراردادهای بلندمدتِ قابل اعتماد، کاهش بروکراسی و ابزارهای تأمین مالی و فناوری، فلرینگ ادامه خواهد داشت و «ثروت ملی» هر روز در آتش میسوزد. تجربه همسایگان نشان میدهد راهحل روشن است: قواعد قاطع + اقتصاد جذاب + مشارکت بخش خصوصی = خاموشی مشعلها.
کسب اطلاعات بیشتر: ۱۰ کشور پیشتاز در استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر