کویرنیوز – سرویس اجتماعی | گزارش تحلیلی
در میان بحرانهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی که ایران را در دامن گرفته، یک قربانی بزرگ، بیصدا و بیگناه در سایه این همه ناامنی قرار گرفته است: آموزش و پرورش.
آموزش، نه تنها پایه توانمندی نسل آینده، بلکه پایه اصلی تثبیت اجتماعی و توسعه اقتصادی است. اما امروز، این پایه در حال تخریب است.
در حالی که خانوادهها در برابر ناامنی، تورم و بحران انرژی میجنگند، کودکان نیز در میان تعطیلات مداوم، آموزش آنلاین ناپایدار و سرگردانی مدارس زندگی میکنند.
این وضعیت، نه تنها در کوتاهمدت، بلکه در بلندمدت، اثر مخربی بر تحصیلات و رشد ذهنی نوجوانان دارد.
فاطمه مقدسی، پژوهشگر حوزه آموزش، در گفتگو با دنیای اقتصاد، این واقعیت را تأکید میکند:
«ما در ایران درگیر ناترازی زمانی پایدار در آموزش هستیم. حداقل ۳۰ روز کمتر از استاندارد بینالمللی در سال تحصیلی داریم. این ناترازی نه فقط از تعطیلات تابستانی و پنجشنبههای تعطیل ناشی میشود، بلکه از تعطیلات موقت و مدارس مجازی نیز تشدید میشود.
در حال حاضر، ما فقط ۶۴۰ ساعت آموزشی در ۸ ماه تحصیلی داریم؛ در حالی که استاندارد بینالمللی ۹۲۵ ساعتاست. این تفاوت، بخشی از مساله است، اما اصلیترین چالش، ناترازی ساختاری است.»
در شرایط فعلی، آموزش آنلاین به عنوان راهکاری برای ادامه فرایند آموزشی مطرح شده است. اما این راهکار، در واقع یک انتظار ناممکناست.
مقدسی توضیح میدهد:
«لزوماً رابطه مستقیمی بین ساعات آموزش و کیفیت وجود ندارد، اما وقتی ایران در بین کشورهایی با کمترین ساعات آموزشی جهان قرار دارد، قطعاً در کیفیت آموزش هم با مشکلاتی مواجه خواهیم بود.
در بخشی از مناطق کشور، دسترسی به اینترنت ناپایدار است. حتی اگر سامانه شاد موجود باشد، ما در شرایط زیرساختی نیستیم که بتوان گفت آموزش آنلاین با آموزش در کلاس درس رقابت میکند.»
در میان بحرانهای مداوم، وزارت آموزش و پرورش درگیر روزمرگی نمادین است.
تولید کتابی در عرض دو ماه برای جنگ ۱۲ روزه، از نمونههایی است که نشان میدهد چگونه نگاه به آموزش، از جای اصلی خارج شده است.
یا وقتی که وزیر آموزش، به جای حل مشکلات سیستمی، به پخش موسیقی در مدارس میپردازد، نشان میدهد که چه سطحی از بیتوجهی در سیاستگذاری آموزشی وجود دارد.
اگر شما مسئولیت آموزش و پرورش را داشتید، چه اقدامی انجام میدادید؟
این مسئله، بیش از یک مسئله آموزشی است.
این سیل اجتماعی است که در دیوار مدرسه، سر میخورد.
کودکانی که مدرسه نمیروند، نه تنها در تحصیلات، بلکه در توانایی مشارکت در جامعه نیز دچار ضعف میشوند.
چه کسی میتواند بگوید: «کودکان مدرسه نمیروند»؟
شاید همان کسی که مسئولیت دارد، باید اول از همه بگوید:
«ما باید از این بحران خارج شویم.»
تمام حقوق برای پایگاه خبری کویر نیوز محفوظ می باشد کپی برداری از مطالب با ذکر منبع بلامانع می باشد.
کویرنیوز