فرزین در ایستگاه پایانی میرداماد؟ گمانه‌زنی‌ها درباره رئیس کل بعدی بانک مرکزی در اوج بحران ارزی

فرزین در ایستگاه پایانی میرداماد؟ گمانه‌زنی‌ها درباره رئیس کل بعدی بانک مرکزی در اوج بحران ارزی

دی‌ماه ۱۴۰۴ برای محمدرضا فرزین، رئیس کل ۶۰ ساله بانک مرکزی، ماهی متفاوت و سرنوشت‌ساز است؛ ماهی که هم‌زمان با نوسانات کم‌سابقه بازار ارز، ثبت رکوردهای تاریخی قیمت دلار و تشدید نگرانی‌های معیشتی، به پایان سومین سال حضور او در ساختمان شیشه‌ای میرداماد نیز می‌رسد.

اکنون و در آستانه ورود به سال چهارم این مسئولیت، نام فرزین بیش از هر زمان دیگری در کنار واژه‌هایی چون کناره‌گیری، استعفا و تغییر مدیریت شنیده می‌شود؛ گمانه‌زنی‌هایی که این‌بار به‌دلیل یک نکته مهم، جدی‌تر از همیشه تلقی می‌شوند: عدم تکذیب رسمی از سوی دولت یا بانک مرکزی.

بیشتر بخوانید: بخت‌آزمایی ۵۰۰ میلیونی در سامانه واردات؛ وقتی وزارت صمت فروشنده می‌شود و ابهام را می‌فروشد


سکوت معنادار؛ نشانه‌ای از تغییر قریب‌الوقوع؟

در روزهایی که بازار ارز با جهش‌های ساعتی نرخ دلار، افت مداوم ارزش ریال و افزایش نااطمینانی در کف بازار مواجه است، خبر استعفای رئیس کل بانک مرکزی حدود یک هفته است که در فضای خبری و محافل غیررسمی دست‌به‌دست می‌شود. در گذشته، چنین شایعاتی معمولاً با واکنش سریع و تکذیب صریح مواجه می‌شد؛ اما این‌بار سکوت رسمی، خود به عاملی برای تقویت این گمانه تبدیل شده است.

همین فضا باعث شده بسیاری از تحلیلگران اقتصادی معتقد باشند فرزین به ایستگاه پایانی مدیریت خود در بانک مرکزی نزدیک شده و اکنون همه نگاه‌ها به تصمیم نهایی رئیس‌جمهور و صدور حکم رئیس کل جدید دوخته شده است؛ مدیری که به‌احتمال زیاد فعالیت خود را در شرایطی آغاز خواهد کرد که نرخ دلار در محدوده ۱۳۰ تا ۱۴۰ هزار تومان نوسان دارد و مسیر پیش‌رو، مسیری پرهزینه و کم‌حاشیه نخواهد بود.


چه کسی سکان بانک مرکزی را به دست می‌گیرد؟

با جدی‌شدن احتمال تغییر در رأس بانک مرکزی، نام‌های متعددی به‌عنوان گزینه‌های جانشینی فرزین مطرح شده‌اند؛ اسامی‌ای که برخی به‌واسطه سابقه اجرایی و تجربه سیاست‌گذاری پولی، بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفته‌اند.

عبدالناصر همتی؛ بازگشت یک چهره آشنا؟

در صدر این فهرست، نام عبدالناصر همتی دیده می‌شود؛ وزیر پیشین اقتصاد و رئیس کل اسبق بانک مرکزی. همتی از مرداد ۱۳۹۷ تا خرداد ۱۴۰۰ ریاست بانک مرکزی را برعهده داشت؛ دوره‌ای که هم‌زمان با خروج آمریکا از برجام، تشدید تحریم‌ها و جهش شدید انتظارات تورمی بود.

با این حال، مجموعه‌ای از تغییرات سیاستی در ماه‌های ابتدایی مدیریت او باعث شد شتاب صعودی نرخ ارز کاهش یابد و نوعی ثبات نسبی در بازار شکل بگیرد. همین تجربه، اکنون دوباره نام همتی را به‌عنوان یکی از جدی‌ترین گزینه‌های بازگشت به میرداماد مطرح کرده است.

علی دیواندری؛ اقتصاددان نزدیک به بانک مرکزی

گزینه دوم، علی دیواندری، مدیرعامل اسبق بانک‌های ملت و پارسیان و رئیس پیشین پژوهشکده پولی و بانکی بانک مرکزی است. دیواندری در دولت‌های یازدهم و دوازدهم نیز از گزینه‌های جدی ریاست بانک مرکزی به شمار می‌رفت، اما در نهایت این سمت به همتی واگذار شد. با این حال، او همچنان یکی از چهره‌های شناخته‌شده در حوزه سیاست‌گذاری پولی و بانکی محسوب می‌شود.

محمدحسین رحمتی؛ گزینه‌ای دانشگاهی از سازمان برنامه

نام سوم مطرح‌شده، محمدحسین رحمتی است؛ معاون فعلی سازمان برنامه و بودجه که این روزها درگیر فرآیند تدوین و نهایی‌سازی بودجه سال آینده است. رحمتی عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف و دارای دکترای اقتصاد از دانشگاه تگزاس آمریکاست.

نام او پیش‌تر با انتشار گزارشی درباره پیش‌بینی نرخ ارز در سال‌های آینده بر سر زبان‌ها افتاد؛ گزارشی که واکنش‌های موافق و مخالف زیادی در میان کارشناسان اقتصادی به‌همراه داشت.


سایر گزینه‌های مطرح در محافل غیررسمی

در کنار این سه چهره، نام‌های دیگری نیز در فضای غیررسمی و رسانه‌ای شنیده می‌شود:

  • سید حمید پورمحمدی، رئیس سازمان برنامه و بودجه و معاون رئیس‌جمهور که سابقه حضور در بانک مرکزی را در کارنامه دارد؛ از قائم‌مقامی در دوره محمود بهمنی تا مشاور عالی در دوره طهماسب مظاهری. او در سال ۱۴۰۰ نیز به‌طور غیررسمی گزینه ریاست بانک مرکزی بود.
  • فرشاد حیدری، معاون پیشین نظارتی بانک مرکزی و مدیرعامل سابق بانک منحل‌شده آینده.
  • سید کامل تقوی‌نژاد، دبیر هیئت دولت که پیش‌تر به‌عنوان معاون وزیر امور اقتصادی و دارایی و رئیس کل سازمان امور مالیاتی فعالیت می‌کرد.

فراتر از اسامی؛ مأموریتی در سخت‌ترین شرایط

در نهایت، آنچه بیش از نام افراد اهمیت دارد، شرایطی است که رئیس کل آینده بانک مرکزی در آن مسئولیت خود را آغاز خواهد کرد؛ شرایطی که با تورم بالا، ناپایداری ارزی، فشار انتظارات تورمی و کسری‌های ساختاری همراه است.

واقعیت آن است که مدیریت پولی و ارزی کشور، در مقطع کنونی، بیش از هر زمان دیگری به آزمونی دشوار و پرریسک تبدیل شده؛ آزمونی که نتیجه آن نه‌تنها سرنوشت رئیس کل آینده، بلکه جهت حرکت اقتصاد ایران در ماه‌ها و سال‌های پیش‌رو را نیز تحت‌تأثیر قرار خواهد داد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *